لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
surveiller
Tout est surveillé ici par des caméras.
نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربینها نظارت میشود.
connaître
Elle connaît presque par cœur de nombreux livres.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
fuir
Tout le monde a fui l’incendie.
فرار کردن
همه از آتش فرار کردند.
combattre
Les pompiers combattent le feu depuis les airs.
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.
supporter
Elle peut à peine supporter la douleur!
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
pardonner
Je lui pardonne ses dettes.
بخشیدن
من بدهیهای او را میبخشم.
demander
Il a demandé son chemin.
پرسیدن
او راه را پرسید.
importer
Nous importons des fruits de nombreux pays.
وارد کردن
ما میوه از بسیاری از کشورها وارد میکنیم.
inviter
Nous vous invitons à notre fête du Nouvel An.
دعوت کردن
ما شما را به مهمانی شب سال نو دعوت میکنیم.
augmenter
La population a considérablement augmenté.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
rater
Il a raté le clou et s’est blessé.
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.