لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
causer
Le sucre cause de nombreuses maladies.
باعث شدن
شکر بسیاری از بیماریها را ایجاد میکند.
progresser
Les escargots ne progressent que lentement.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
heurter
Le cycliste a été heurté.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
décoller
Malheureusement, son avion a décollé sans elle.
برخاستن
متاسفانه هواپیمای او بدون او برخاسته است.
presser
Elle presse le citron.
فشار دادن
او لیمو را فشار میدهد.
connecter
Ce pont connecte deux quartiers.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
combattre
Les athlètes se combattent.
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
écrire
Il écrit une lettre.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
brûler
Il a brûlé une allumette.
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
écouter
Elle écoute et entend un son.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
rappeler
L’ordinateur me rappelle mes rendez-vous.
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.