لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
eat up
I have eaten up the apple.
خوردن
من سیب را خوردهام.
hit
The cyclist was hit.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
pull up
The helicopter pulls the two men up.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
pay attention
One must pay attention to the road signs.
توجه کردن
باید به علایم جاده توجه کرد.
cover
She covers her hair.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
follow
The chicks always follow their mother.
دنبال کردن
جوجهها همیشه مادرشان را دنبال میکنند.
influence
Don’t let yourself be influenced by others!
تاثیر گذاردن
خود را تحت تاثیر دیگران قرار ندهید!
need
You need a jack to change a tire.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
do
Nothing could be done about the damage.
انجام دادن
هیچ چیزی در مورد آسیب قابل انجام نبود.
remove
He removes something from the fridge.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
create
Who created the Earth?
ساختن
چه کسی زمین را ساخته است؟