لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
dormir
Le bébé dort.
خوابیدن
نوزاد خوابیده است.
étudier
Il y a beaucoup de femmes qui étudient à mon université.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
fermer
Vous devez fermer le robinet fermement!
بستن
شما باید شیر آب را به شدت ببندید!
faire la grasse matinée
Ils veulent enfin faire la grasse matinée pour une nuit.
خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.
se réunir
C’est agréable quand deux personnes se réunissent.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
découvrir
Mon fils découvre toujours tout.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
investir
Dans quoi devrions-nous investir notre argent?
سرمایهگذاری کردن
ما باید پول خود را در کجا سرمایهگذاری کنیم؟
commencer
Une nouvelle vie commence avec le mariage.
شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.
boire
Les vaches boivent de l’eau de la rivière.
نوشیدن
گاوها آب را از رودخانه مینوشند.
couvrir
L’enfant couvre ses oreilles.
پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.
apporter
Mon chien m’a apporté une colombe.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.