لغت
یادگیری افعال – هلندی
duidelijk zien
Ik kan alles duidelijk zien door mijn nieuwe bril.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
doden
Ik zal de vlieg doden!
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
beschermen
De moeder beschermt haar kind.
محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت میکند.
vermijden
Hij moet noten vermijden.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
omdraaien
Je moet hier de auto omdraaien.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
overwinnen
De atleten overwinnen de waterval.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
tentoonstellen
Hier wordt moderne kunst tentoongesteld.
نمایش دادن
هنر مدرن اینجا نمایش داده میشود.
hopen
Velen hopen op een betere toekomst in Europa.
امیدوار بودن
بسیاری امیدوارند که در اروپا آینده بهتری داشته باشند.
stoppen
De agente stopt de auto.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
sturen
Ik stuur je een brief.
فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.
toestaan
Men mag depressie niet toestaan.
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.