لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
refer
The teacher refers to the example on the board.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
move in together
The two are planning to move in together soon.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
create
They wanted to create a funny photo.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
agree
The neighbors couldn’t agree on the color.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
teach
He teaches geography.
آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.
live
They live in a shared apartment.
زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.
repair
He wanted to repair the cable.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.
return
The teacher returns the essays to the students.
برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.
burn
A fire is burning in the fireplace.
سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.
look at each other
They looked at each other for a long time.
نگاه کردن
آنها به هم مدت طولانی نگاه کردند.
wake up
The alarm clock wakes her up at 10 a.m.
بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.