لغت
یادگیری افعال – بوسنیایی
vjerovati
Svi vjerujemo jedni drugima.
اعتماد کردن
ما همه به یکدیگر اعتماد داریم.
čuvati
Novac čuvam u noćnom ormariću.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.
opiti se
On se opio.
مست شدن
او مست شد.
izrezati
Oblike treba izrezati.
برش زدن
باید شکلها را برش بزنید.
zapisati
Želi zapisati svoju poslovnu ideju.
یادداشت کردن
او میخواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.
suzdržavati se
Ne mogu potrošiti previše novca; moram se suzdržavati.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
pobjeći
Naš sin je želio pobjeći od kuće.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.
podsjetiti
Računar me podsjeća na moje sastanke.
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.
poletjeti
Avion počinje poletjeti.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
doći na red
Molimo čekajte, uskoro ćete doći na red!
نوبت گرفتن
لطفاً منتظر بمانید، به زودی نوبت شما میرسد!
kupiti
Oni žele kupiti kuću.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.