لغت
یادگیری افعال – لهستانی
odnaleźć drogę
Dobrze odnajduję się w labiryncie.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
przynieść
Mój pies przyniósł mi gołębia.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
wyrywać
Chwasty trzeba wyrywać.
بیرون کشیدن
علفهای هرز باید بیرون کشیده شوند.
przykrywać
Ona przykryła chleb serem.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
palić
On pali fajkę.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
zacząć
Żołnierze zaczynają.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
ograniczać
Podczas diety musisz ograniczyć spożycie jedzenia.
محدود کردن
در یک رژیم غذایی، باید میزان غذای خود را محدود کنید.
chodzić
Tędy nie można chodzić.
قدم زدن
نباید از این مسیر قدم زد.
liczyć
Ona liczy monety.
شمردن
او سکهها را میشمارد.
startować
Samolot startuje.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
mylić się
Naprawdę się pomyliłem!
اشتباه کردن
من واقعاً در آنجا اشتباه کردم!