لغت

یادگیری افعال – لهستانی

cms/verbs-webp/51119750.webp
odnaleźć drogę
Dobrze odnajduję się w labiryncie.
راه یافتن
من می‌توانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
cms/verbs-webp/109109730.webp
przynieść
Mój pies przyniósł mi gołębia.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
cms/verbs-webp/54608740.webp
wyrywać
Chwasty trzeba wyrywać.
بیرون کشیدن
علف‌های هرز باید بیرون کشیده شوند.
cms/verbs-webp/110646130.webp
przykrywać
Ona przykryła chleb serem.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
cms/verbs-webp/82811531.webp
palić
On pali fajkę.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار می‌کشد.
cms/verbs-webp/77738043.webp
zacząć
Żołnierze zaczynają.
شروع کردن
سربازها شروع می‌کنند.
cms/verbs-webp/129244598.webp
ograniczać
Podczas diety musisz ograniczyć spożycie jedzenia.
محدود کردن
در یک رژیم غذایی، باید میزان غذای خود را محدود کنید.
cms/verbs-webp/44518719.webp
chodzić
Tędy nie można chodzić.
قدم زدن
نباید از این مسیر قدم زد.
cms/verbs-webp/103163608.webp
liczyć
Ona liczy monety.
شمردن
او سکه‌ها را می‌شمارد.
cms/verbs-webp/75492027.webp
startować
Samolot startuje.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
cms/verbs-webp/122859086.webp
mylić się
Naprawdę się pomyliłem!
اشتباه کردن
من واقعاً در آنجا اشتباه کردم!
cms/verbs-webp/100965244.webp
patrzeć
Ona patrzy w dół do doliny.
نگاه کردن
او به دره پایین نگاه می‌کند.