لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
développer
Ils développent une nouvelle stratégie.
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.
diriger
Il aime diriger une équipe.
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
garantir
L’assurance garantit une protection en cas d’accidents.
ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.
exclure
Le groupe l’exclut.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
donner
L’enfant nous donne une drôle de leçon.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
ramasser
Nous devons ramasser toutes les pommes.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
percevoir
Il perçoit une bonne pension à la retraite.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.
connecter
Ce pont connecte deux quartiers.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
gagner
Il essaie de gagner aux échecs.
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
initier
Ils vont initier leur divorce.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
mélanger
Il faut mélanger différents ingrédients.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.