لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
retirer
Comment va-t-il retirer ce gros poisson?
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
appeler
La fille appelle son amie.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
mentir
Parfois, il faut mentir dans une situation d’urgence.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
découvrir
Les marins ont découvert une nouvelle terre.
کشف کردن
دریانوردان یک سرزمین جدید کشف کردهاند.
rencontrer
Parfois, ils se rencontrent dans l’escalier.
ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.
répondre
L’étudiant répond à la question.
جواب دادن
دانشآموز به سوال جواب میدهد.
résoudre
Il essaie en vain de résoudre un problème.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
décoller
L’avion est en train de décoller.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
continuer
La caravane continue son voyage.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.
offrir
Que m’offres-tu pour mon poisson?
پیشنهاد دادن
تو به من برای ماهیام چه پیشنهاد میدهی؟
changer
Le mécanicien automobile change les pneus.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.