لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
appeler
Le garçon appelle aussi fort qu’il peut.
فریاد زدن
پسر به همه توان خود فریاد میزند.
couvrir
Les nénuphars couvrent l’eau.
پوشاندن
لیلیهای آبی آب را میپوشانند.
rater
Il a raté le clou et s’est blessé.
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.
commencer
Les randonneurs ont commencé tôt le matin.
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.
apporter
Mon chien m’a apporté une colombe.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
suggérer
La femme suggère quelque chose à son amie.
پیشنهاد دادن
زن به دوستش چیزی پیشنهاد میدهد.
souligner
On peut bien souligner ses yeux avec du maquillage.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.
renforcer
La gymnastique renforce les muscles.
تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
souligner
Il a souligné sa déclaration.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
recevoir
Je peux recevoir une connexion internet très rapide.
دریافت کردن
من میتوانم اینترنت بسیار سریعی دریافت کنم.
cuisiner
Que cuisines-tu aujourd’hui ?
پختن
امروز چه میپزید؟