لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)
farfalhar
As folhas farfalham sob meus pés.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
imitar
A criança imita um avião.
تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.
empurrar
Eles empurram o homem para a água.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
soltar
Você não deve soltar a empunhadura!
ول کردن
شما نباید گریپ را ول کنید!
seguir
Os pintinhos sempre seguem sua mãe.
دنبال کردن
جوجهها همیشه مادرشان را دنبال میکنند.
conhecer
Ela conhece muitos livros quase de cor.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
ordenar
Ainda tenho muitos papéis para ordenar.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
enviar
Eu te enviei uma mensagem.
فرستادن
من به شما یک پیام فرستادم.
cobrir
A criança se cobre.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
conter
Peixe, queijo e leite contêm muita proteína.
دارا بودن
ماهی، پنیر و شیر زیادی پروتئین دارند.
ajudar
Os bombeiros ajudaram rapidamente.
کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.