لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
s’entraîner
Il s’entraîne tous les jours avec son skateboard.
تمرین کردن
او هر روز با اسکیتبورد خود تمرین میکند.
épeler
Les enfants apprennent à épeler.
املاء کردن
کودکان در حال یادگیری املاء هستند.
retourner
Il ne peut pas retourner seul.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
sortir
Elle sort avec les nouvelles chaussures.
بیرون دویدن
او با کفشهای جدید بیرون میدود.
vérifier
Le dentiste vérifie les dents.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانها را بررسی میکند.
devoir
On devrait boire beaucoup d’eau.
باید
باید زیاد آب نوشید.
donner
Le père veut donner un peu plus d’argent à son fils.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.
laisser entrer
On ne devrait jamais laisser entrer des inconnus.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
trier
J’ai encore beaucoup de papiers à trier.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
décoller
Malheureusement, son avion a décollé sans elle.
برخاستن
متاسفانه هواپیمای او بدون او برخاسته است.
réparer
Il voulait réparer le câble.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.