لغت

ازبکی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/43100258.webp
ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات می‌کنند.
cms/verbs-webp/58477450.webp
اجاره دادن
او خانه خود را اجاره می‌دهد.
cms/verbs-webp/91254822.webp
چیدن
او یک سیب چید.
cms/verbs-webp/57410141.webp
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه می‌شود.
cms/verbs-webp/40129244.webp
بیرون رفتن
او از ماشین بیرون می‌آید.
cms/verbs-webp/121670222.webp
دنبال کردن
جوجه‌ها همیشه مادرشان را دنبال می‌کنند.
cms/verbs-webp/14733037.webp
خروج کردن
لطفاً در خروجی بعدی خارج شوید.
cms/verbs-webp/104135921.webp
وارد شدن
او اتاق هتل را وارد می‌شود.
cms/verbs-webp/112444566.webp
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
cms/verbs-webp/113671812.webp
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
cms/verbs-webp/106997420.webp
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.
cms/verbs-webp/100634207.webp
توضیح دادن
او به او توضیح می‌دهد چگونه دستگاه کار می‌کند.