لغت
یادگیری افعال – لهستانی
czyścić
Ona czyści kuchnię.
تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
patrzeć
Mogłem patrzeć na plażę z okna.
نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.
dbać
Nasz syn bardzo dba o swój nowy samochód.
مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.
słuchać
Dzieci lubią słuchać jej opowieści.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.
pozwolić
Nikt nie chce pozwolić mu przejść przed siebie przy kasie w supermarkecie.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.
zawieźć
Matka zawozi córkę z powrotem do domu.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
rzucić
Chcę rzucić palenie od teraz!
ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!
malować
Pomalowała sobie ręce.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
ćwiczyć
On ćwiczy codziennie na swoim skateboardzie.
تمرین کردن
او هر روز با اسکیتبورد خود تمرین میکند.
podróżować
On lubi podróżować i widział wiele krajów.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
udać się
Tym razem nie udało się.
موفق شدن
اینبار موفق نشد.