لغت
یادگیری افعال – افریکانس
stop
Jy moet by die rooi lig stop.
توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.
plaasvind
Die begrafnis het eergister plaasgevind.
انجام شدن
مراسم تدفین روز پیش از دیروز انجام شد.
onderneem
Ek het al baie reise onderneem.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
trou
Minderjariges mag nie trou nie.
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
binnegaan
Hy gaan die hotelkamer binne.
وارد شدن
او اتاق هتل را وارد میشود.
sterf
Baie mense sterf in flieks.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.
oefen
Die vrou oefen joga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
beskik oor
Kinders beskik net oor sakgeld.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
verken
Mense wil Mars verken.
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
hardloop
Sy hardloop elke oggend op die strand.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
stem saam
Die bure kon nie oor die kleur saamstem nie.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.