لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
sound
Her voice sounds fantastic.
صدا دادن
صدای او فوقالعاده است.
paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.
get through
The water was too high; the truck couldn’t get through.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
spend the night
We are spending the night in the car.
شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.
throw to
They throw the ball to each other.
پرتاب کردن به
آنها توپ را به یکدیگر پرت میکنند.
check
The dentist checks the teeth.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانها را بررسی میکند.
get out
She gets out of the car.
بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.
discuss
The colleagues discuss the problem.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.
carry away
The garbage truck carries away our garbage.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
renew
The painter wants to renew the wall color.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
throw
He throws the ball into the basket.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.