لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
go out
The kids finally want to go outside.
بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.
drive
The cowboys drive the cattle with horses.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
work out
It didn’t work out this time.
موفق شدن
اینبار موفق نشد.
know
She knows many books almost by heart.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
smoke
The meat is smoked to preserve it.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.
embrace
The mother embraces the baby’s little feet.
در آغوش گرفتن
مادر پاهای کوچک نوزاد را در آغوش میگیرد.
remove
He removes something from the fridge.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
hit
The cyclist was hit.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
eat up
I have eaten up the apple.
خوردن
من سیب را خوردهام.
fire
The boss has fired him.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
fear
We fear that the person is seriously injured.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.