لغت
یادگیری افعال – آلمانی
befürchten
Wir befürchten, dass die Person schwer verletzt ist.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
sitzen
Viele Menschen sitzen im Raum.
نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.
beseitigen
Diese alten Gummireifen müssen gesondert beseitigt werden.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
erleben
Mit Märchenbüchern kann man viele Abenteuer erleben.
تجربه کردن
شما میتوانید از طریق کتابهای داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.
rauchen
Er raucht Pfeife.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
hinfahren
Ich werde mit dem Zug hinfahren.
با قطار رفتن
من با قطار به آنجا میروم.
erlassen
Ich erlasse ihm seine Schulden.
بخشیدن
من بدهیهای او را میبخشم.
aktualisieren
Heutzutage muss man ständig sein Wissen aktualisieren.
بهروز کردن
امروزه باید دانش خود را بهطور مداوم بهروز کنید.
beten
Er betet still.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.
zählen
Sie zählt die Münzen.
شمردن
او سکهها را میشمارد.
schlafen
Das Baby schläft.
خوابیدن
نوزاد خوابیده است.