لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
prepare
She is preparing a cake.
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.
show
She shows off the latest fashion.
نشان دادن
او آخرین مد را نشان میدهد.
guess
You have to guess who I am!
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
come first
Health always comes first!
اول آمدن
سلامتی همیشه اول است!
need to go
I urgently need a vacation; I have to go!
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
transport
We transport the bikes on the car roof.
حمل کردن
ما دوچرخهها را روی سقف ماشین حمل میکنیم.
discuss
They discuss their plans.
بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.
say goodbye
The woman says goodbye.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
appear
A huge fish suddenly appeared in the water.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
look
She looks through binoculars.
نگاه کردن
او از دوربین نگاه میکند.