لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
walk
The group walked across a bridge.
قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.
increase
The population has increased significantly.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
contain
Fish, cheese, and milk contain a lot of protein.
دارا بودن
ماهی، پنیر و شیر زیادی پروتئین دارند.
deliver
He delivers pizzas to homes.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
return
The father has returned from the war.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
know
The kids are very curious and already know a lot.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
make progress
Snails only make slow progress.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
discuss
They discuss their plans.
بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.
deliver
My dog delivered a dove to me.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
burn
You shouldn’t burn money.
سوزاندن
شما نباید پول را بسوزانید.
dance
They are dancing a tango in love.
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.