لغت
یادگیری افعال – ليتوانيايی
sudaryti
Mes kartu sudarome gerą komandą.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
įeiti
Ji įeina į jūrą.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
maišyti
Dailininkas maišo spalvas.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
nustebinti
Ji nustebino savo tėvus dovanomis.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.
rūšiuoti
Jam patinka rūšiuoti savo antspaudus.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
supjaustyti
Saldžiam pyragui reikia supjaustyti agurką.
قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
girdėti
Aš tavęs negirdžiu!
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!
žinoti
Vaikai labai smalsūs ir jau daug ką žino.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
nuomoti
Jis išsinuomojo automobilį.
اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.
mokytis
Mano universitete mokosi daug moterų.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
stumti
Automobilis sustojo ir jį teko stumti.
هل دادن
خودرو متوقف شد و باید هل داده شود.