لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/108118259.webp
forget
She’s forgotten his name now.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
cms/verbs-webp/123648488.webp
stop by
The doctors stop by the patient every day.
سر زدن
پزشک‌ها هر روز به بیمار سر می‌زنند.
cms/verbs-webp/115029752.webp
take out
I take the bills out of my wallet.
بیرون آوردن
من قبض‌ها را از کیف پولم بیرون می‌آورم.
cms/verbs-webp/96586059.webp
fire
The boss has fired him.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
cms/verbs-webp/4553290.webp
enter
The ship is entering the harbor.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
cms/verbs-webp/106622465.webp
sit down
She sits by the sea at sunset.
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا می‌نشیند.
cms/verbs-webp/122153910.webp
divide
They divide the housework among themselves.
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم می‌کنند.
cms/verbs-webp/98561398.webp
mix
The painter mixes the colors.
مخلوط کردن
نقاش رنگ‌ها را مخلوط می‌کند.
cms/verbs-webp/110322800.webp
talk badly
The classmates talk badly about her.
بد زدن
همکلاسی‌ها در مورد او بد می‌زنند.
cms/verbs-webp/4706191.webp
practice
The woman practices yoga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین می‌کند.
cms/verbs-webp/75492027.webp
take off
The airplane is taking off.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
cms/verbs-webp/20045685.webp
impress
That really impressed us!
تحت تاثیر قرار دادن
این واقعاً ما را تحت تاثیر قرار داد!