لغت
یادگیری افعال – اسلواکی
zaobísť sa
Musí sa zaobísť s málo peniazmi.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
zastaviť
Žena zastavuje auto.
توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.
odštartovať
Keď sa zmenilo svetlo, autá odštartovali.
حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.
cestovať
Radi cestujeme po Európe.
سفر کردن
ما دوست داریم از اروپا سفر کنیم.
plytvať
Energiou by sa nemalo plytvať.
هدر دادن
نباید انرژی را هدر داد.
triediť
Rád triedi svoje známky.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
utekať
Všetci utekali pred ohňom.
فرار کردن
همه از آتش فرار کردند.
priblížiť sa
Slimáky sa k sebe približujú.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
plakať
Dieťa plače vo vani.
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.
zabudnúť
Už zabudla na jeho meno.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
ovplyvniť
Nedaj sa ovplyvniť inými!
تاثیر گذاردن
خود را تحت تاثیر دیگران قرار ندهید!