لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
écouter
Il l’écoute.
گوش دادن
او به او گوش میدهد.
effectuer
Il effectue la réparation.
انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.
persuader
Elle doit souvent persuader sa fille de manger.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
déménager
Le voisin déménage.
خارج شدن
همسایه خارج میشود.
oublier
Elle a maintenant oublié son nom.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
dormir
Le bébé dort.
خوابیدن
نوزاد خوابیده است.
arrêter
La policière arrête la voiture.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
régler
Tu dois régler l’horloge.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
connaître
Elle connaît presque par cœur de nombreux livres.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
quitter
Les touristes quittent la plage à midi.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک میکنند.
créer
Qui a créé la Terre ?
ساختن
چه کسی زمین را ساخته است؟