لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
move away
Our neighbors are moving away.
جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.
confirm
She could confirm the good news to her husband.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
stand
The mountain climber is standing on the peak.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
go out
The kids finally want to go outside.
بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.
enter
The subway has just entered the station.
وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.
pay
She pays online with a credit card.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری آنلاین پرداخت میکند.
change
A lot has changed due to climate change.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
sing
The children sing a song.
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.
protect
Children must be protected.
محافظت کردن
کودکان باید محافظت شوند.
sit down
She sits by the sea at sunset.
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا مینشیند.
practice
He practices every day with his skateboard.
تمرین کردن
او هر روز با اسکیتبورد خود تمرین میکند.