لغت
یادگیری افعال – نیورسک
vise
Han viser barnet sitt verda.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
gløyme
Ho vil ikkje gløyme fortida.
فراموش کردن
او نمیخواهد گذشته را فراموش کند.
forlate
Mange engelskmenn ville forlate EU.
ترک کردن
بسیاری از انگلیسیها میخواستند از اتحادیه اروپا خارج شوند.
gå konkurs
Firmaet vil sannsynlegvis gå konkurs snart.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
skje
Noko dårleg har skjedd.
اتفاق افتادن
چیز بدی اتفاق افتاده است.
ekskludere
Gruppa ekskluderer han.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
endre
Lyset endra til grønt.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
gi
Barnet gir oss ei morsom leksjon.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
dele
Vi treng å lære å dele rikdommen vår.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
henge opp
Om vinteren, henger dei opp eit fuglehus.
آویختن
در زمستان، آنها یک خانه پرنده را میآویزند.
jage vekk
Ein svane jager vekk ein annan.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.