لغت
یادگیری افعال – نیورسک
bli full
Han blir full nesten kvar kveld.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
halde
Du kan halde pengane.
نگه داشتن
شما میتوانید پول را نگه دارید.
setje
Du må setje klokka.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
levere
Han leverer pizza til heimar.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
sjekka
Tannlegen sjekkar pasienten si tannstilling.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
setje til side
Eg vil setje til side litt pengar kvar månad til seinare.
کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.
slutte
Han slutta i jobben sin.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
gløyme
Ho har no gløymt namnet hans.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
stoppe
Du må stoppe ved raudt lys.
توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.
komme overens
Avslutt krangelen og kom overens!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
snakke med
Nokon burde snakke med han; han er så einsam.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.