لغت
یادگیری افعال – ليتوانيايی
apsisukti
Jis apsigręžė mums į akis.
برگشتن
او برای روبرو شدن با ما برگشت.
gerti
Ji geria arbatą.
نوشیدن
او چای مینوشد.
įrodyti
Jis nori įrodyti matematinę formulę.
اثبات کردن
او میخواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.
šokti
Jie šoka tango meilėje.
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.
išsiųsti
Šis paketas bus išsiųstas greitai.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.
padėkoti
Jis padėkojo jai gėlėmis.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.
pasisukti
Ji pasisuko į mane ir nusišypsojo.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
balsuoti
Rinkėjai šiandien balsuoja dėl savo ateities.
رای دادن
رایدهندگان امروز راجع به آیندهشان رای میدهند.
dažyti
Jis dažo sieną balta.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.
ateiti
Sėkmė ateina pas tave.
نزدیک شدن
شانس به سویت میآید.
išvaryti
Vienas gulbė išvaro kitą.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.