لغت
یادگیری افعال – کاتالان
deixar entrar
Estava nevant fora i els vam deixar entrar.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
apagar
Ella apaga el despertador.
خاموش کردن
او ساعت زنگدار را خاموش میکند.
deixar
Ella deixa volar el seu estel.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
imitar
El nen imita un avió.
تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.
iniciar
Ells iniciaran el seu divorci.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
conduir
Els cowboys condueixen el bestiar amb cavalls.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
lliurar
El repartidor de pizzes lliura la pizza.
تحویل دادن
پیک پیتزا پیتزا را تحویل میدهد.
entrar
El vaixell està entrant al port.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
emprendre
He emprès molts viatges.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
estimar
Realment estima el seu cavall.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
portar
L’ase porta una càrrega pesada.
حمل کردن
خر از یک بار سنگین حمل میکند.