لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)
ler
Não consigo ler sem óculos.
خواندن
من بدون عینک نمیتوانم بخوانم.
entender
Eu não consigo te entender!
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
decifrar
Ele decifra as letras pequenas com uma lupa.
رمزگشایی کردن
او با یک ذرهبین کوچکترین چاپ را رمزگشایی میکند.
levar embora
O caminhão de lixo leva nosso lixo embora.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
pular
A criança pula.
پریدن بلند
کودک بلند میپرد.
imitar
A criança imita um avião.
تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.
correr
Ela corre todas as manhãs na praia.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
caminhar
O grupo caminhou por uma ponte.
قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.
comentar
Ele comenta sobre política todos os dias.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
carregar
Eles carregam seus filhos nas costas.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
cobrir
Os lírios d‘água cobrem a água.
پوشاندن
لیلیهای آبی آب را میپوشانند.