لغت
یادگیری افعال – نیورسک
løyse
Han prøver forgjeves å løyse eit problem.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
tilby
Ho tilbaud å vatne blomane.
پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.
forlate
Mange engelskmenn ville forlate EU.
ترک کردن
بسیاری از انگلیسیها میخواستند از اتحادیه اروپا خارج شوند.
motta
Han mottar ein god pensjon i alderdommen.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.
ringje
Ho tok opp telefonen og ringde nummeret.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
drepe
Eg vil drepe fluga!
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
redde
Legane klarte å redde livet hans.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.
springe vekk
Katten vår sprang vekk.
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.
komme overens
Avslutt krangelen og kom overens!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
plukke
Ho plukket eit eple.
چیدن
او یک سیب چید.
ringe
Jenta ringer venninna si.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.