لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.
ملاقات کردن
دوستان برای شام مشترک ملاقات کردند.
تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
کار کردن
قرصهای شما هنوز کار میکنند؟
برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
رای دادن
رایدهندگان امروز راجع به آیندهشان رای میدهند.
تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.
نزدیک بودن
یک فاجعه نزدیک است.