لغت
زبان مقدونی – تمرین افعال
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
همراه سوار شدن
آیا میتوانم با شما همراه سوار شوم؟
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.
واجد شرایط بودن
افراد مسن واجد شرایط برای دریافت بازنشستگی هستند.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
نزدیک شدن
شانس به سویت میآید.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.