لغت
یادگیری افعال – آلمانی
verbrauchen
Dieses Gerät misst, wie viel wir verbrauchen.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
sitzenbleiben
Der Schüler ist sitzengeblieben
سال تکراری گرفتن
دانشآموز یک سال تکراری گرفته است.
erkennen
Ich erkenne durch meine neue Brille alles genau.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
vertreten
Rechtsanwälte vertreten ihre Mandanten vor Gericht.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
erstellen
Er hat ein Modell für das Haus erstellt.
ساختن
او یک مدل برای خانه ساخته است.
aufbewahren
Ich bewahre mein Geld in meinem Nachttisch auf.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.
bemalen
Sie hat ihre Hände bemalt.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
stornieren
Der Vertrag wurde storniert.
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
querdenken
Wer Erfolg haben will, muss auch mal querdenken.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.
abbiegen
Du darfst nach links abbiegen.
پیچیدن
شما میتوانید به چپ بپیچید.
brauchen
Ich habe Durst, ich brauche Wasser!
نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!