لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
train
Professional athletes have to train every day.
تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.
practice
The woman practices yoga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
rent
He rented a car.
اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.
play
The child prefers to play alone.
بازی کردن
کودک ترجیح میدهد تنها بازی کند.
overcome
The athletes overcome the waterfall.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
enter
Please enter the code now.
وارد کردن
لطفاً الان کد را وارد کنید.
experience
You can experience many adventures through fairy tale books.
تجربه کردن
شما میتوانید از طریق کتابهای داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.
run
She runs every morning on the beach.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
die
Many people die in movies.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.
save
My children have saved their own money.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
emphasize
You can emphasize your eyes well with makeup.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.