لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
kick
They like to kick, but only in table soccer.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
paint
She has painted her hands.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
use
We use gas masks in the fire.
استفاده کردن
ما در آتش از ماسکهای گاز استفاده میکنیم.
bring
The messenger brings a package.
آوردن
پیک یک بسته میآورد.
run away
Some kids run away from home.
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.
lose weight
He has lost a lot of weight.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
dare
I don’t dare to jump into the water.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
kill
The bacteria were killed after the experiment.
کُشتن
باکتریها بعد از آزمایش کُشته شدند.
throw away
He steps on a thrown-away banana peel.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
cry
The child is crying in the bathtub.
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.
play
The child prefers to play alone.
بازی کردن
کودک ترجیح میدهد تنها بازی کند.