لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
sound
Her voice sounds fantastic.
صدا دادن
صدای او فوقالعاده است.
persuade
She often has to persuade her daughter to eat.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.
feel
She feels the baby in her belly.
احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.
guess
You have to guess who I am!
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
agree
They agreed to make the deal.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
exclude
The group excludes him.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
run
The athlete runs.
دویدن
ورزشکار دو میزند.
make progress
Snails only make slow progress.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
dance
They are dancing a tango in love.
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.
go around
They go around the tree.
دور زدن
آنها دور درخت میروند.