لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
køre væk
Hun kører væk i hendes bil.
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
flytte sammen
De to planlægger at flytte sammen snart.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
tro
Mange mennesker tror på Gud.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
presse ud
Hun presser citronen ud.
فشار دادن
او لیمو را فشار میدهد.
producere
Vi producerer vores egen honning.
تولید کردن
ما عسل خود را تولید میکنیم.
modtage
Jeg kan modtage meget hurtigt internet.
دریافت کردن
من میتوانم اینترنت بسیار سریعی دریافت کنم.
ville forlade
Hun vil forlade sit hotel.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.
komme overens
Afslut jeres kamp og kom nu overens!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
beslutte
Hun kan ikke beslutte, hvilke sko hun skal have på.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
tilgive
Jeg tilgiver ham hans gæld.
بخشیدن
من بدهیهای او را میبخشم.
rejse
Han kan godt lide at rejse og har set mange lande.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.