لغت
یادگیری افعال – اسپانیایی
introducir
No se debe introducir aceite en el suelo.
وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.
susurrar
Las hojas susurran bajo mis pies.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
deber
Se debería beber mucha agua.
باید
باید زیاد آب نوشید.
añadir
Ella añade un poco de leche al café.
اضافه کردن
او بعضی شیر به قهوه اضافه میکند.
colgar
Ambos están colgando de una rama.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
beber
Ella bebe té.
نوشیدن
او چای مینوشد.
mezclar
Hay que mezclar varios ingredientes.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.
gestionar
¿Quién gestiona el dinero en tu familia?
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
descubrir
Mi hijo siempre descubre todo.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
encargarse de
Nuestro conserje se encarga de la eliminación de nieve.
مراقبت کردن
سرایدار ما از پاک کردن برف مراقبت میکند.
simplificar
Hay que simplificar las cosas complicadas para los niños.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.