لغت
یادگیری افعال – ایتالیایی
raccontare
Lei le racconta un segreto.
گفتن
او به او یک راز میگوید.
comporre
Ha preso il telefono e composto il numero.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
bruciare
Non dovresti bruciare i soldi.
سوزاندن
شما نباید پول را بسوزانید.
uscire
I bambini finalmente vogliono uscire.
بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.
concordare
I vicini non potevano concordare sul colore.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
scappare
Nostro figlio voleva scappare da casa.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.
funzionare
La moto è rotta; non funziona più.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
cucinare
Cosa cucini oggi?
پختن
امروز چه میپزید؟
capire
Non riesco a capirti!
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
spingere
L’infermiera spinge il paziente su una sedia a rotelle.
هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.
mentire a
Ha mentito a tutti.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.