لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (US)
almost
I almost hit!
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
there
Go there, then ask again.
آنجا
برو آنجا، سپس دوباره بپرس.
at night
The moon shines at night.
شب
ماه در شب میتابد.
on it
He climbs onto the roof and sits on it.
روی آن
او روی سقف میپرد و روی آن مینشیند.
at least
The hairdresser did not cost much at least.
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
again
He writes everything again.
دوباره
او همه چیز را دوباره مینویسد.
first
Safety comes first.
اول
امنیت اولویت دارد.
already
The house is already sold.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
why
Children want to know why everything is as it is.
چرا
کودکان میخواهند بدانند چرا همه چیز به این شکل است.
for free
Solar energy is for free.
رایگان
انرژی خورشیدی رایگان است.
together
The two like to play together.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.