المفردات
تعلم الأحوال – الفارسية
هرگز
کسی نباید هرگز تسلیم شود.
hrguz
kesa nbaad hrguz tslam shwd.
أبدًا
يجب ألا يستسلم المرء أبدًا.
البته
البته، زنبورها میتوانند خطرناک باشند.
albth
albth, znbwrha matwannd khtrnake bashnd.
بالطبع
بالطبع، يمكن أن تكون النحل خطرة.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
dwbarh
anha dwbarh mlaqat kerdnd.
مرة أخرى
التقيا مرة أخرى.
کی
کی تماس میگیرد؟
kea
kea tmas maguard?
متى
متى ستتصل؟
روی آن
او روی سقف میپرد و روی آن مینشیند.
rwa an
aw rwa sqf maperd w rwa an manshand.
عليه
يتسلق إلى السطح ويجلس عليه.
رایگان
انرژی خورشیدی رایگان است.
raaguan
anrjea khwrshada raaguan ast.
مجانًا
الطاقة الشمسية مجانًا.
اول
اول عروس و داماد میرقصند، سپس مهمانها رقص میکنند.
awl
awl ‘erws w damad marqsnd, spes mhmanha rqs makennd.
أولًا
أولًا، يرقص العروسان، ثم يرقص الضيوف.
چیزی
چیزی جالب میبینم!
cheaza
cheaza jalb mabanm!
شيئًا
أرى شيئًا مثيرًا!
آنجا
هدف آنجا است.
anja
hdf anja ast.
هناك
الهدف هناك.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
namh
lawan namh khala ast.
نصف
الكأس نصف فارغ.
خیلی زیاد
او همیشه خیلی زیاد کار کرده است.
khala zaad
aw hmashh khala zaad kear kerdh ast.
كثيرًا
هو عمل كثيرًا دائمًا.