لغت
یادگیری افعال – اسپرانتو
haltigi
La policistino haltigas la aŭton.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
permesi
Oni ne devus permesi depresion.
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
forkuri
Nia filo volis forkuri el hejmo.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.
suprentiri
La helikoptero suprentiras la du virojn.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
pensi
Ŝi ĉiam devas pensi pri li.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
pentri
Li pentras la muron blanka.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.
reveturi
La patrino reveturas la filinon hejmen.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
dormi
La bebo dormas.
خوابیدن
نوزاد خوابیده است.
aŭskulti
Li ŝatas aŭskulti la ventron de sia graveda edzino.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.
porti
La azeno portas pezan ŝarĝon.
حمل کردن
خر از یک بار سنگین حمل میکند.
danki
Mi dankas vin multe pro tio!
تشکر کردن
من از شما برای آن خیلی تشکر میکنم!