لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
s’enfuir
Certains enfants s’enfuient de chez eux.
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.
écouter
Il aime écouter le ventre de sa femme enceinte.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.
se référer
L’enseignant se réfère à l’exemple au tableau.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
répéter
Mon perroquet peut répéter mon nom.
تکرار کردن
طوطی من میتواند نام من را تکرار کند.
représenter
Les avocats représentent leurs clients au tribunal.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
corriger
La professeure corrige les dissertations des élèves.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
arriver
De nombreuses personnes arrivent en camping-car pour les vacances.
رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.
convenir
Ils sont convenus de conclure l’affaire.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
apporter
Il lui apporte toujours des fleurs.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
pardonner
Elle ne pourra jamais lui pardonner cela!
بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!
offrir
Elle a offert d’arroser les fleurs.
پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.