لغت
یادگیری افعال – ليتوانيايی
pasakyti
Ji jai pasako paslaptį.
گفتن
او به او یک راز میگوید.
pašalinti
Jis kažką pašalina iš šaldytuvo.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
iškirpti
Formas reikia iškirpti.
برش زدن
باید شکلها را برش بزنید.
mokyti
Ji moko savo vaiką plaukti.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
pasakyti
Kas žino kažką, gali pasakyti pamokoje.
صحبت کردن
هر که چیزی میداند میتواند در کلاس صحبت کند.
pašalinti
Eskavatorius pašalina dirvą.
برداشتن
بیل ماشین خاک را دارد میبرد.
daryti
Nieko nebuvo galima padaryti dėl žalos.
انجام دادن
هیچ چیزی در مورد آسیب قابل انجام نبود.
pranešti
Ji praneša apie skandalą savo draugei.
گزارش دادن
او اسکندال را به دوستش گزارش داد.
tarnauti
Šiandien mus aptarnauja pats šefas.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.
egzistuoti
Dinozaurai šiandien nebeegzistuoja.
وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.
klysti
Aš tikrai klydau ten!
اشتباه کردن
من واقعاً در آنجا اشتباه کردم!