لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)
conectar
Esta ponte conecta dois bairros.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
perder-se
Minha chave se perdeu hoje!
گم شدن
کلید من امروز گم شده!
pegar
Ela secretamente pegou dinheiro dele.
گرفتن
او به طور مخفیانه پول از او گرفت.
jogar
Ele joga a bola na cesta.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
ouvir
Não consigo ouvir você!
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!
comparar
Eles comparam suas figuras.
مقایسه کردن
آنها ارقام خود را با یکدیگر مقایسه میکنند.
rezar
Ele reza silenciosamente.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.
gostar
Ela gosta mais de chocolate do que de legumes.
دوست داشتن
او شکلات را بیش از سبزیجات دوست دارد.
morrer
Muitas pessoas morrem em filmes.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.
despachar
Ela quer despachar a carta agora.
فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.
nomear
Quantos países você pode nomear?
نام بردن
چند کشور میتوانی نام ببری؟