لغت
یادگیری افعال – اسپرانتو
purigi
La laboristo purigas la fenestron.
تمیز کردن
کارگر پنجره را تمیز میکند.
havi
Nia filino havas ŝian naskiĝtagon hodiaŭ.
داشتن
امروز تولد دختر ما است.
edziniĝi
Malplenaĝuloj ne rajtas edziniĝi.
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
paroli malbone
La klasanoj parolas malbone pri ŝi.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
detrui
La tornado detruas multajn domojn.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.
voki
La knabino vokas sian amikon.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
pensi malsame
Por esti sukcesa, vi foje devas pensi malsame.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.
preĝi
Li preĝas silente.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.
doni al
Ĉu mi donu mian monon al almozulo?
دادن
آیا باید پول خود را به گدا بدهم؟
for porti
La rubaŭto forportas nian rubon.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
miksi
La pentristo miksas la kolorojn.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.