لغت
یادگیری افعال – اسلونیایی
zasledovati
Kavboj zasleduje konje.
تعقیب کردن
کابوی اسبها را تعقیب میکند.
čutiti
Mama čuti veliko ljubezni do svojega otroka.
احساس کردن
مادر بسیار محبت به فرزندش احساس میکند.
vseliti skupaj
Oba kmalu načrtujeta skupno vselitev.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
poudariti
S ličili lahko dobro poudarite oči.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.
začeti
Vojaki začenjajo.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
skrbeti za
Naš hišnik skrbi za odstranjevanje snega.
مراقبت کردن
سرایدار ما از پاک کردن برف مراقبت میکند.
postaviti se
Danes me je moj prijatelj postavil.
قرار گذاشتن
دوست من امروز من را قرار گذاشت.
odpeljati se
Ko se je luč spremenila, so se avti odpeljali.
حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.
dotakniti se
Kmet se dotika svojih rastlin.
لمس کردن
کشاورز گیاهان خود را لمس میکند.
pozabiti
Zdaj je pozabila njegovo ime.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
nositi
Na hrbtih nosijo svoje otroke.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.