لغت
یادگیری افعال – اسلواکی
cvičiť
Tá žena cvičí jogu.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
skákať okolo
Dieťa šťastne skáče okolo.
پریدن
کودک با شادی دارد میپرد.
vstúpiť
Metro práve vstúpilo na stanicu.
وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.
tešiť sa
Deti sa vždy tešia na sneh.
منتظر ماندن
کودکان همیشه منتظر برف هستند.
vyjsť
Čo vyjde z vajíčka?
بیرون آمدن
چه چیزی از تخم بیرون میآید؟
nájsť cestu späť
Neviem nájsť cestu späť.
بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.
otvoriť
Festival bol otvorený s ohňostrojom.
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.
vyhnúť sa
Musí sa vyhnúť orechom.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
ušetriť
Moje deti si ušetrili vlastné peniaze.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
šumieť
Lístie šumí pod mojimi nohami.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
snežiť
Dnes snežilo veľa.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.